موقعیت جغرافیایى و تقسیمات سیاسى استان
استان گیلان با مساحت ۷۱۱۱۴ کیلومتر مربع در میان رشته کوههاى ....
-
توضیحات
-
نظرات کاربران
-
ارسال نظر
موقعیت جغرافیایى و تقسیمات سیاسى استان
استان گیلان با مساحت ۷۱۱۱۴ کیلومتر مربع در میان رشته کوههاى البرز و تالش در شمال ایران جاى گرفته است. این استان به واحد جغرافیایى جنوب دریاى مازندران تعلق دارد و با استانهاى اردبیل در غرب، مازندران در شرق، زنجان در جنوب و کشور تازه استقلال یافته آذربایجان و دریاى خزر در شمال هم مرز و همسایه است. استان گیلان بین ۳۶ درجه و ۳۶ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۲۷ دقیقهٔ عرض شمالى و ۴۸ درجه و ۲۵ دقیقه تا ۵۰ درجه و ۳۴ دقیقهٔ طول شرقى از نصفالنهار گرینویچ قرار دارد و رود سفید تِمشک که بین چابکسر و رامسر جارى است، آن را از استان مازندران جدا مىکند. براساس تقسیمات کشورى سال ۱۳۷۵، این استان به مرکزیت رشت، ۱۲ شهرستان، ۳۵ شهر، ۳۰ بخش، ۹۹ دهستان و ۲۷۶۳ آبادى دارد. شهرستانهاى استان عبارتاند از: آستارا، آستانهٔ اشرفیه، بندر انزلى، رشت، رودبار، رودسر، شفت، صومعهسرا، طوالش، فومن، لاهیجان و لنگرود.
جغرافیاى طبیعى و اقلیم استان
استان گیلان از استانهاى شمالى کشور است. ناهموارىهاى آن از غرب به شرق شامل: تالش، ماسوله، پشته کوه و رشته کوه البرز است که از سه بخش غربى، مرکزى و شرقى تشکیل شده است. البرز غربى مانند حصارى استان گیلان را در بر گرفته است و بلندترین قلهٔآن فک یا دلفک (آشیانهٔعقاب) نام دارد. جلگههاى استان گیلان در میان دریا و کوهستان، تا ارتفاع یکصد مترى سطح دریا، گستردهاند. مساحت این جلگهها به بیش از پنج هزار کیلومترمربع (نزدیک به یک سوم زمینهاى استان) مىرسد. این زمینها به سه قسمت عمدهٔ تالش، گیلان غربى و گیلان شرقى تقسیم مىشوند.
اقلیم سرزمین گیلان به آب و هواى معتدل خزرى معروف است. کوهستان تالش با جهت شمالى، جنوبى و کوهستان البرز با امتداد غربى – شرقى، مانند سدى از عبور بخار آب دریاى مازندران و بادهاى مرطوب شمال غربى به داخل ایران جلوگیرى مىکند و به علت ارتفاع زیاد، موجب بارندگىهاى فراوان در استان گیلان مىشود. تبخیر فراوان دریاى مازندران ضمن افزایش رطوبت هوا (به ویژه در ماههاى گرم سال تا ۹۳ درصد)، به تعدیل دماى هوا در تابستان و کاهش آن در زمستان، به ویژه در نواحى جلگهاى نزدیک به دریا، مىانجامد. از این رو، یخبندان زمستانى در نزدیکى کنارههاى دریا بسیار کم گزارش شده است. براساس گزارش ایستگاههاى هواشناسى استان متوسط حداقل مطلق دماى رشت ۶/۳ و متوسط حداکثر مطلق آن ۲۹/۸ درجه سانتىگراد، متوسط حداقل مطلق دماى آستارا ۷/۳ و متوسط حداکثر مطلق دماى آن ۲۵/۴ و متوسط حداقل مطلق دماى بندر انزلى ۹/۸ و متوسط حداکثر مطلق دماى آن ۲۳/۷ و متوسط حداقل مطلق دماى منجیل ۷/۲ و متوسط حداکثر مطلق دماى آن ۳۱/۱ درجه سانتىگراد گزارش شده است. میزان بارندگى در استان گیلان به بادهاى مرطوبى بستگى دارد که در زمستان از شمال غرب، در بهار از شرق و در تابستان و پاییز از غرب مىوزند. این بادها، هواى مرطوب دریا را به سوى جلگهٔ گیلان مىرانند. این تودههاى هوایى بر اثر برخورد با تودههاى هواى مرطوبى که از سوى دریاى مدیترانه به سوى فضاى دریاى مازندران مىآیند، موجب بارندگىهاى فراوان و طولانى مىشوند. بادهاى استان گیلان، هر یک تأثیرى ویژه بر طبیعت منطقه مىگذارند که مهمترین آنها عبارتاند از:
باد بیرونوا، باد خزرى، باد سَرتُوک، باد دشنهوا، باد گیلهوا، باد گرمش (گرمیش)، باد منجیل، خشک دشنهوا، کنار گیلهوا، بیرون گیلهوا، آفتاب بوشه، سیاهوا، کویتموا و باد سَمام.
جغرافیاى تاریخى استان
تاریخ گیلان تا شش قرن پیش از میلاد، یعنى تا زمانى که تاریخنگاران یونان، گوشههایى از تاریخ ایران را روشن کردهاند، تاریک و مبهم است و تنها با تکیه بر پارهاى اشارهها، گمانهها و کاوشهاى باستانشناختى است که مىتوان گوشههایى از تاریخ این منطقه را روشن کرد.
کاوشهاى باستان شناختى نشان مىدهند، آثار به دست آمده از سرزمینهاى سواحل جنوب دریاى مازندران (خزر) به دورهٔ پیش از آخرین یخبندان (بین ۵۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش) تعلق دارند.
با مهاجرت آریایىها و دیگر قومها به این سرزمین، از آمیزش مهاجران و ساکنان بومى منطقه، قومهاى جدیدى پدید آمدهاند که در این میان دو قوم «گیل» و «دیلم» اکثریت داشتهاند. از همان آغاز، فرمانروایان این دو قوم از آزادى کامل برخوردار بودهاند و هیچگاه، در برابر بیگانگان و یا در مقابل حاکمان دیگر، تسلیم نشدهاند و حتى به اطاعت دولت ماد نیز در نیامدهاند. در قرن ششم پیش از میلاد، گیلانیان با کوروش هخامنشى متحد شدند و دولت ماد را سرنگون کردند. گیلانیان، در جریان محاصره و تسخیر بابل، به یارى کوروش شتافتند.
در زمان ساسانیان، گیلان تا اندازهاى استقلال خود را از دست داد و اردشیر بابکان بر این قوم پیروز شد. او به یارى ارتشى مرکب از ۳۰۰ هزار مرد جنگى و نزدیک به ۱۰ هزار سوار، گیلان را تسخیر کرد. این ارتش به زودى از هم پاشید و کارایى خود را از دست داد. در اواخر پادشاهى قباد که هرج و مرج در ایران پدید آمده بود، گیلها بناى سرکشى و تعرض به همسایگان را گذاشتند. خسرو انوشیروان در آغاز سلطنت خود ارتشى بزرگ به گیلان فرستاد و گیلانیان را ناگزیر کرد به درگاه کسرا به عذرخواهى بروند. انوشیروان نیز آنها را بخشید و در دوران ساسانیان، گیلان همچنان زیر فرمان شاهان ساسانى باقى ماند.
پس از پیروزى عربهاى مسلمان بر ایرانیان، گیلان به مأمن علویان تبدیل شد. دیلمیان نیز که در مخالفت با خلفاى عباسى در حدود دو قرن در کوهستانها پناه گرفته بودند، به مرور با علویان متحد شدند. نخستین علوى که به دیلم پناه برد، یحیى بن عبدالله از نوادگان امام حسن (ع) بود. پس از وى، انبوهى از علویان به آن جا راه یافتند. در حدود سال ۲۹۰ هجرى قمرى، مردم گیلان و دیلم کمکم به مذهب علویان روى آوردند و در گسترش آن نیز کوشش بسیار کردند.
از سال ۲۹۰ هـ.ق در تاریخ ایران، سلسلههایى با منشاء گیلانى و دیلمى پدید آمدند و دایرهٔ نفوذ خود را حتى تا مکه و مدینه گستردند. یکى از مهمترین این سلسلهها آلبویه بود که حتى به بغداد، مرکز خلفاى عباسى نیز لشگر کشید و خلیفهٔ عباسى را شکست داد. از این تاریخ به بعد، کمکم دست خلفاى عباسى از ایران کوتاه شد. از این قرن تا زمان حملهٔ مغولان، فرقههاى مختلف اسلامى، از جمله اسماعیلیه در این ناحیه نفوذ داشتند. فاتحان مغول در قرن هفتم، ارتشى بزرگ را براى تصرف ایران فرستادند. اما به دلیل راههاى سخت گیلان، تا اوایل سدهٔ هشتم هجرى قمرى بر این بخش از ایران دست نیافتند. سرانجام اولجایتو موفق شد این سرزمین را به تصرف خود در آورد؛ ولى نتوانست براى مدت درازى آن را در اختیار داشته باشد. گیلانیان در به قدرت رسیدن صفویان نقش مهمى ایفا کردند. در سال ۹۰۰ هجرى قمرى، شیخزادگان اردبیلى از اولاد شیخ صفى، سلطان حمید و فرزندش را پذیرفتند.
مردم گیلان که از مریدان خانقاه اردبیل بودند، به شایستگى از شیخزادگان اردبیلى پذیرایى کردند. در زمان سلطنت شاه عباس اول، گیلان استقلال خود را از دست داد. نادرشاه افشار که علاقهاى وافر به افزایش قدرت نیروى دریایى ایران داشت. نادرشاه افشار که علاقهاى وافر به افزایش قدرت نیروى دریایى ایران داشت، چندین کارگاه کشتىسازى در این استان، به ویژه در لنگرود، تأسیس کرد. پیش از روى کار آمدن نادر، روسها نخستین حملات خود را به ایران آغاز کردند. در سال ۱۰۷۱ هجرى قمرى، شمارى از قزاقان روس به قصد غارت گیلان، با چند کشتى به ساحل گیلان حمله کردند و در برخى از مناطق آن دست به چپاول زدند. در سال ۱۱۳۶ هجرى قمرى، قواى روسیه به دستور پتر کبیر به گیلان حمله برد و رشت را تا سال ۱۱۴۵ هجرى قمرى در اشغال خود نگه داشت. در آن تاریخ، عهدنامهاى میان ایران و روس بسته شد که براساس آن، نواحى جنوبى رودخانهٔ کورا به ایران بازپس داده شد. گیلکها در پیروزى انقلاب مشروطیت نیز سهمى عمده داشتند؛ آنها در سال ۱۲۸۷ هـ.ق تهران را فتح کردند. نقش مردم گیلان در نهضت میرزا کوچکخان جنگلى نیز از نمونههاى درخشان تاریخ این سرزمین است.
وضعیت اجتماعى و اقتصادى استان
در آبان سال ۱۳۷۵، جمعیت استان گیلان ۸۹۶۲۴۱۲ نفر سرشمارى شده است. از این تعداد ۴۶/۸۳ درصد در نقاط شهرى و ۵۳/۱۵ درصد در نقاط روستایى سکونت داشته و بقیه غیرساکن بودهاند. در همین سال، از کل جمعیت استان، ۳۹۱۱۱۵۱ نفر را مردان و ۵۰۵۱۲۶۱ نفر دیگر را زنان تشکیل مىدادهاند. نسبت جنسى جمعیت این استان ۹۹ است. به عبارت دیگر، در مقابل هر ۱۰۰ نفر زن، ۹۹ نفر مرد وجود داشته است. در آبان ماه سال ۱۳۷۵، از جمعیت استان ۹۹/۸۸ درصد را مسلمانان تشکیل مىدادهاند. این نسبت در نقاط شهرى ۹۹/۸۵ درصد و در نقاط روستایى ۹۹/۹۱ درصد بوده است.
در فاصلهٔ سالهاى ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۵، ۰۸۴۲۹۶ نفر به استان وارد، یا در داخل آن جابهجا شدهاند. محل اقامت قبلى ۳۴/۷۰ درصد مهاجران سایر استانها، ۱۸/۹۲ درصد شهرستانهاى دیگر همین استان و ۴۵/۶۸ درصد شهرستان محل سرشمارى بوده است. محل اقامت قبلى بقیهٔ افراد، خارج از کشور یا اظهار نشده بوده است.
در آبان سال ۱۳۷۵، از ۷۷۳۹۹۷۱ نفر جمعیت ۶ ساله و بالاتر استان ۷۹/۲۰ درصد باسواد بودهاند. نسبت باسوادى در گروه سنى ۱۴-۶ ساله، ۹۷/۲۰ درصد و در گروه سنى ۱۵ ساله و بالاتر ۷۲/۶۶ درصد بوده است. در این استان، نسبت باسوادى در میان مردان ۸۳/۹۲ درصد و در میان زنان ۷۴/۵۵ درصد بوده است.
در آبانماه سال ۱۳۷۵، در اى استان، افراد شاغل و افراد بیکار (جویاى کار)، در مجموع ۴۰/۹۲ درصد از جمعیت ۱۰ ساله و بالاتر را تشکیل مىدادهاند. این نسبت در نقاط شهرى ۳۷/۳۰ درصد و در نقاط روستایى ۴۴/۱۳ درصد بوده است. از جمعیت فعال این استان، ۷۶/۹۶ درصد را مردان و ۲۳/۰۴ درصد را زنان تشکیل مىدادهاند. بیشترین میزان فعالیت به گروه سنى ۴۴-۴۰ ساله با ۶۲/۶۲ درصد و کمترین میزان به گروه سنى ۱۴-۱۰ ساله با ۳/۴۲ درصد تعلق داشته است. بالاترین میزان فعالیت براى مردان به گروه سنى ۳۹-۳۵ ساله با ۹۶/۴۳ درصد، و براى زنان در گروه سنى ۴۴-۴۰ ساله با ۲۹/۵۳ درصد تعلق داشته است. در آبان ماه سال ۱۳۷۵، از شاغلان ۱۰ ساله و بالاتر، ۳۹/۴۶ درصد در گروههاى عمدهٔ کشاورزى، ۲۰/۴۸ درصد در گروه عمدهٔ صنعت، ۳۸/۵۱ درصد در گروه عمدهٔ خدمات و ۱/۵۵ درصد نامشخص و اظهار نشده، گزارش شده است. گیلان از نظر نوعِ زمینِ زیرکشت و محصولات کشاورزى، به دو منطقهٔ کلى تقسیم مىشود:
– منطقهٔ جلگهاى که با بهرهگیرى از خاک حاصلخیز، شبکهٔ آبرسانى وسیع، هواى معتدل و مرطوب به کانون کشت برنج، چاى، توتون، بادام زمینى، حبوب، صیفىجات و مرکبات تبدیل شده است.
– منطقهٔ کوهستانى که با خاک و شبکهٔ آبرسانى مناسب، به کانونهاى کشت گندم و جو، یونجه، زیتون و فندق تبدیل شده است.
صنایع استان گیلان بیشتر مرتبط با بخش کشاورزى و صنایع وابسته به آن است. صنایع نساجى، شیمیایى و الکترونیک و همچنین صنایع دستى استان نیز بسیار معروف است. از معادن شناخته شده استان نیز مىتوان به معادن زغالسنگ، خاک نسوز، سنگ ساختمانى، نفت، گاز، سنگ آهک، گرانیت، میکا و … اشاره کرد.

منبع: سیری در ایران
|
|